على زمانى قمشه اى

385

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

بىتوجهى آن بوده است كه تذكره‌نويسان عرب ، او را مرتد مىشمردند ، زيراكه در دربار پادشاهى مسيحى مىزيسته ، و در كتاب خود او را ستوده است . ادريسى احتمالا در دوران پيرى به سبته بازگشته ، و هرگاه روايتها پذيرفته آيند ، در 560 ق / 1165 م در آنجا درگذشته است . بهترين دورهء زندگى ادريسى و نيز دوران نگارش اين اثر عمدهء او نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق با شهر پالرمو ، تختگاه سيسيل مرتبط است . اين اثر در عصر شكوفايى فرهنگى سيسيل ، به‌هنگام فرمانروايى نورمانها كه حاصل ابتكار روجر دوم بود ، نوشته شد . مؤلف خود در مقدمهء آن ، اين نكته را يادآور شده ، و مقدم بر هر چيز از نقش پادشاه نورمانها در خلق آن اثر ياد كرده است . او چگونگى تأليف كتاب را ضمن ستايش از ولىنعمت خويش به شرح آورده ، و متذكر شده است كه چون قلمرو پادشاه وسعت گرفت و بلاد روم و مردم آن به فرمان او درآمدند ، « خواست تا كيفيت سرزمين خويش را از روى حقيقت و بصيرت بشناسد و حدود راههاى آن را به خشكى و دريا بداند كه در كدام اقليم است و درياها و خليج‌هاى خاص آن نيز كدامند » . وى انگيزهء ديگر نگارش كتاب را شناسايى 7 اقليم دانسته ، و به آثار مؤلفانى چون مسعودى ، ابو نصر جيهانى ، ابن خردادبه ، احمد بن عمر عذرى ، ابن حوقل ، ابن خاقان كيماكى ، موسى بن قاسم قردى ، احمد بن [ ابى ] يعقوب يعقوبى ، اسحاق بن حسن منجم ، قدامهء بصرى ، بطلميوس اقلودى و ارسيوس انطاكى اشاره كرده است ، ادريسى در ادامهء سخن مىنويسد كه روجر دوم مطالب اين اثر را مشروح و كامل نيافت . ازاين‌رو اهل‌فن و آگاهان را فراخواند و چون اطلاعات آنان را فزون‌تر از پيشينيان نديد ، آگاهان سفركرده را دعوت كرد و مطالب مورد نياز را چه جمعى و چه فردى از آنان جويا شد . هرچه را مورد